على ربانى گلپايگانى
115
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
حكومت رسيد . وى در سال 232 ه از دنيا رفت و زمام حكومت عباسى در دست متوكل قرار گرفت . در زمان زمامدارى معتصم و واثق تحول ويژهاى كه در سرنوشت شيعيان تأثير قابل توجّهى داشته باشد ، رخ نداد . و آن دو روش مأمون را ادامه دادند . از برخى گزارشها به دست مىآيد كه واثق نسبت به مردم عموما و هاشميان خصوصا برخورد نسبتا مناسبى داشت . بر اين اساس اموال بسيارى را در ميان آنان تقسيم مىكرد . « 1 » واثق از نظر تفكر مذهبى تحت تأثير معتزله بود ، و احمد بن ابى دؤاد معتزلى كه قاضى القضاة بود ، در دستگاه حكومت او نفوذ شديدى داشت . مسألهى كلامى حادى كه از عصر مأمون مطرح شده بود ، عبارت بود از حدوث و قدم كلام خداوند كه معتزله با شدت تمام از حدوث قرآن طرفدارى مىكردند و اهل الحديث و حنابله نظريهى حادث و مخلوق بودن قرآن را مردود مىدانستند . اين مسأله منشأ بروز درگيرىهاى شديدى ميان دو گروه شده بود . و مأموران حكومتى به دستور زمامداران عباسى اين دوره افراد را در اينباره مورد امتحان و بازجويى قرار مىدادند ، و مناصب حكومتى و دينى را تنها به افرادى مىسپردند كه طرفدار حدوث كلام الهى بودند ، بدين جهت اين دوره را « دورهى محنت » ناميدهاند . نظريهى حدوث كلامى خداوند و قرآن كريم اگرچه نظريهاى استوار و با ديدگاه ائمهى اهل بيت عليهم السّلام همآهنگ است ، اما از آنجا كه اين مسأله صبغهى سياسى به خود گرفته بود ، و ابزارى در دست حكام عباسى و متكلمان معتزلى براى اهداف
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى : 2 / 445 .